تبليغاتX
پسران تنها و غریب -

پسران تنها و غریب

 

عشق من قفسي است خالي از پرنده و افسرده وملول از جدايي در مسير سهمناك طوفان زندگي

و چقدر تلاش كردم ، كه بر درخت خشك زندگي ام اويخته بماند

من درختي خشك در دل كويرم كه تنها برگش همان قفس بدون پرنده است

پر و بال پرنده برگ هاي من ، و صداي پرنده نغمه شادي بخش من بود

اما اكنون تنها قفسي مانده و آن هم خالي است

پرنده ي كوچك ، قفس خاليست و من منتظر ! به آشيانه ات باز گرد

يا نواي مسيحايي خود روح زندگي را به درخت خشك باز گردان

به عكس زيباي پرنده كوچك خوشبختم مي نگرم ، اوايش در گوشم طنين انداز ميشود و باز

اندكي صبر سحر نزديك است

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 18:17  توسط آرش   |